متن آهنگ
ترانه های من به قلب تو اثر نمیکند
بگو چه دیده ای ز من دلم خطا نمیکند
ستوده بودمت به جان ز نغمه های بیکران
کسی تورا مثال من چنین ثنا نمیکند
ببار باران، ببار باران، ز چشمانم غم پنهان
چه کردی با دلم، جانان؟ ببار، ای بغضِ بیپایان
ز دیده ام روان شده فراغ روی تو ولی
به باورم نمیشود نبودنت کنار من
بهانه ای نشانه ای نوای عاشقانه ای
بیا و دل به دل بده خزان مکن بهار من
بمان هنوز در دلم نرو ز شعر و خاطرم
که با خیال چشم تو نفس کشد خزان من
نگاه کن به چشم من هنوز خیس آرزوست
که هر نگاه تو هنوز بود پناه جان من
ببار باران، ببار باران، ز چشمانم غم هجران
چه کردی با دلم، جانان؟ ببار، ای بغضِ بیپایان
شعر و ملودی: محمد اخوان
داستان
ببار باران
گاهی یک عشق، با رفتنِ آدمها تمام نمیشود؛
در یک شعر و موسیقی میماند، در نگاه میماند و گاهی در صدای باران دوباره زنده میشود.
«ببار باران» روایت دلی است که پس از یک جدایی، هنوز نتوانسته نبودنِ محبوبش را باور کند.
میان خاطرات گذشته و سکوت امروز، همچنان چشم به نشانهای از آن عشق براه مانده است؛
یک نگاه، یک بهانه، یک نوای عاشقانه...
شاید حتی یک بازگشت دیر هنگام ولی وصال محبوب حاصل شود.
ببارباران زبانِ دلِ عاشق است.
آنچه بغض پنهان است، باران میشود ،از عشقی که روزی تمام جانش را به آن سپرده بود؛
عشقی که آنقدر ستوده شد
که هیچ واژهای برای وصفش کافی نبود.
اما حالا، آن حضور، خاطرهای شد د دل پاییز که هنوز در قلب او نفس میکشد.
«ببار باران» در مرز میان خزان و بهار ایستاده است؛
جایی که دل از یک سو با واقعیتِ رفتن روبهروست
و از سوی دیگر هنوز امید دارد که شاید این پایان، پایانِ قصه نباشد.
چشمهای محبوب هنوز در خیال من پناهی برای جان اوست
و خاطرهی آن نگاه، همچنان بهانهای برای نفس کشیدن در روزهای سردِ جدایی.
ببار باران...
ببار و تمام غمهایی را که در سکوت پنهان ماندهاند، با خود ببر؛
شاید پشت این همه بغص پنهان و باران، هنوز جایی برای بازگشتِ بهار باشد.
محمد اخوان
موزیک ویدیو
لیست پخش